حسن حسن زاده آملى

90

هزار و يك كلمه (فارسى)

خاص و هر حادث را متاى خاص است « لكلّ موجود رتبه خاصّة ، و لكل حادث متى خاصّ » ، پس حوادث همه سمت توقيفى دارند كه در متن نظام هستى هر موجود حادث در نظم و نضدى خاص - يعنى چينشى خاص - قرار دارد كه ظرف و مظروف يك چيزند ، و از ترتيب وجود عينى متن سلسلهء حوادث زمان اعتبار مىشود ؛ جز اين كه انس ما به محاورات رايج چنين است كه زمان را ظرف زمانيات مىپنداريم و موجودات زمانى را مظروف آنها ، يعنى زمان و زمانيات را دو چيز جداى از يكديگر مىانگاريم و زمانيات را در زمان مىگذاريم چنان كه آب را مثلا در آوندهاى گوناگون . 20 - دليل ديگر بر حركت در جوهر طبيعى ، برهان « مبدء قريب حركت طبيعت جوهر جسمانى است » مىباشد . بدين معنى كه مبدء قريب حركت اعمّ از ارادى و طبيعى و قسرى ، طبيعت جوهر جسمانى است چه در طبيعت فاسد و چه در طبيعت صحيح . در بيان آن گوييم : مشّاء قائلند كه مبدء حركت ميل است . ميل را قائلين به جزء لايتجزّا به اعتماد تعبير مىكنند . خواجه طوسى در شرح فصل اول نمط اول اشارات گويد : « و الاعتماد عندهم ( أى عند القائلين بالجزء ) هو ما يسمّيه الحكيم ميلا » . در فارسى از ميل به واژه‌هاى فشار و خواهش و مانند آنها تعبير مىشود ؛ پس اگر ميل به فوق است خفت است ، و اگر به سفل است ثقل است . صدر المتألهين فرمايد : طبيعت جوهر جسمانى مبدء هر حركت است چه حركت ارادى باشد و چه حركت طبيعى و چه حركت قسرى ، و چه در طبيعت فاسد و چه در طبيعت صحيح : « فصل في إثبات الطبيعة لكلّ متحرّك و أنّها هي المبدأ القريب لكل حركة سواء كانت الحركة طبيعيّة أو قسرية أو إرادية . . . » ( اسفار ، مسلك 3 ، فصل 20 ، ج 1 ، چاپ رحلى ، ص 223 ) . و « فصل في تحقيق مبدء الحركة القسرية : أصحّ المذاهب فيه أن يكون ذلك هو الطبيعة التي في المقسور بسبب تغيّرها الحاصل بفعل القاسر و إعداده . . . » ( اسفار ، ط اول رحلى ، مسلك 4 ، فصل 13 ، ج 1 - ص 255 ) .